کا.کا.کا

مجموعه: شرلوک هولمز / کتاب: 5 دانه پرتقال / فصل 3

کا.کا.کا

توضیح مختصر

شرلوک هولمز معنی کلمه کاکاکا و دلیل اینکه چرا میخوان اوپن‌شاو رو بکشن رو می‌فهمه.

  • زمان مطالعه 3 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زیبوک» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی فصل

فصل سوم

کا.کا.کا

شرلوک هلمز ساکت و آروم نشست و به آتش نگاه کرد. بعد به من گفت: “جان اوپن‌شاو واقعا‍ تو خطره. چرا عموش، الیاس، مجبور شده آمریکا رو ترک کنه؟ برای اینکه دشمن‌هایی داشته. وقتی به انگلیس برگشته، ترسیده بوده. به همین علت بوده که به تنهایی زندگی می‌کرده و با دقت تمام، تمام درها رو قفل میکرده. حالا اون نامه‌ها از کجا اومدن؟ دیدی؟”

من جواب دادم: “اولین نامه از پوندیچری هند، دومی از دُنده‌ی اسکاتلند و سومی از شرق لندن.” هولمز پرسید: “اینها چه معنی برات دارن؟”

من جواب دادم: “همه اونها شهرهای ساحلی هستن. نویسنده وقتی نامه‌ها رو می‌نوشته توی کشتی بوده.” از جوابم راضی بودم.

هولمز گفت: “خیلی خوبه، واتسون. یه نفر چند تا دونه از هند فرستاده و هفت هفته بعد برای قتل عمو الیاس رسیده. بعد چند تا دونه از اسکاتلند فرستاده و ۳ روز بعد برای قتل پدر جان رسیده. حالا میفهمی من چرا نگرانم؟ اون دونه‌ها رو از لندن برای جان فرستاده. دشمن جان همین حالا تو لندنه!”

فریاد زدم: “خدای من، هلمز! این مرد کیه؟”

“فکر کنم بیشتر از یه مرده. اونها متعلق به کو کلاکس کلان هستن، که تفسیر کا. کا. کا هست. در موردشون چیزی نشنیدی؟ یک گروه خیلی مخفی آمریکای جنوبی هستن. اونها می‌خواستن تساوی بین سفیدها و سیاه‌ها رو متوقف کنن و هر کسی که باهاش موافق نیست رو بکشن. پلیس نتونست جلوشون رو بگیره. ولی در سال ۱۸۶۹ عمو الیاس که عضوی از این گروه مخفی بود، به صورت ناگهانی آمریکا رو با کاغذهاش ترک میکنه تا گروه نتونه به کارش ادامه بده. البته، گروه میخواسته کاغذها رو پس بگیره. اون کاغذ نیمه سوخته رو به یاد میاری؟ اون دفتر خاطرات آمریکایی عمو الیاس بود. وقتی برای گروه کاکاکا کار می‌کرد، اون دونه‌ها رو برای ترسوندن سه مرد فرستاده. دوتاشون کشور رو ترک کردن و یکیشون مونده. بنابراین کاکاکا کارش رو باهاش تموم کرده یا کشتش. کاکاکا همیشه به این صورت کار می‌کرد.

گفتم: “خب امیدوارم اونها اوپن‌شاو جوون رو نکشن.”

متن انگلیسی فصل

Chapter three

K.K.K.

Sherlock Holmes sat silently, and watched the fire. Then he said to me, ‘John Openshaw is in real danger. Why did his Uncle Elias have to leave America? Because he had enemies. When he came back to England he was afraid. That’s why he lived a lonely life and locked all his doors so carefully. Now where did those letters come from? Did you see?’

‘The first from Pondicherry in India, the second from Dundee in Scotland and the third from East London,’ I answered. ‘Does that tell you anything?’ asked Holmes.

‘They’re all sea ports. The writer was on a ship when he wrote the letters,’ I replied. I was pleased with my answer.

‘Very good, Watson,’ said Holmes. ‘Somebody sent some pips from India, and arrived seven weeks later to kill Uncle Elias. Then he sent some pips from Scotland and arrived three days later to kill John’s father. Do you see why I’m worried now? He has sent pips to John from London John’s enemy is in London already!’

‘Good God, Holmes!’ I cried. ‘Who is this man?’

‘More than one man, I think. They belong to the Ku Klux Klan. That explains the “K.K.K.”. Haven’t you ever heard of it? It’s a very secret group of Americans from the South. They wanted to stop equality for black people and to kill anyone who didn’t agree with them. The police couldn’t stop them. But in 1869 Uncle Elias, who belonged to this secret group, suddenly left America with all their papers, and so the group could not go on. Of course the group wanted to get the papers back. You remember the half-burnt paper? That was Uncle Elias’s American diary. While he was working for the K.K.K., he sent the pips to frighten those three men. Two left the country, but one didn’t, so the K.K.K. “finished business with him”, or killed him. The K.K.K. always worked like that.’

‘Well, I hope they won’t kill young Openshaw,’ I said.

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.