فصل 24

توضیح مختصر

هارولد هم از مسمومیت ناشی از قرص‌ها مرد و خانم مارپل میگه می‌دونه زن به قتل رسیده کیه.

  • زمان مطالعه 4 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زیبوک» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی فصل

فصل بیست و چهارم

“احتمالاً هیچ‌ کس نمی‌تونست به اندازه‌ی من مرتکب اشتباه بشه.” درموت کرادوک در اتاق نشیمن فلورنس نشست و به نظر خسته و ناراحت می‌رسید. “من گذاشتم تمام خانواده مسموم بشه. آلفرد کراکن‌تراپ مرد و حالا هارولد هم مرده. اینجا چه خبره؟”

خانم مارپل متفکرانه گفت: “قرص‌های سمی؟”

“بله. خیلی هوشمندانه. اونا دقیقاً شبیه قرص‌هایی بودن که اون استفاده می‌کرد. ولی کوئیمپر هیچ وقت اونا رو سفارش نداده و داروخونه هم چیزی درباره‌شون نمی‌دونه. نه. اون جعبه قرص از روترفورد هال اومده.”

“میدونید که از روترفورد هال اومده؟”

“بله. جعبه‌ایه که اما قرص‌های خوابش رو نگه میداره.”

“آه، متوجهم. اما….”

“بله. اثر انگشت‌های اما روش هست، و اثر انگشت‌های پرستار و اثر انگشت‌های داروساز. البته، اثر انگشت کس دیگه‌ای نیست.”

“و قرص‌های خواب رو بر داشتن و یه چیز دیگه توی جعبه گذاشتن؟”

“بله.”

خانم مارپل پرسید: “قرص‌هایی که هارولد انداخته چی بودن؟” “آکونیک. معمولاً در بطری‌ سم نگهداری میشن. نمیدونم کی هارولد رو مسموم کرده، نمیدونم کی آلفرد رو مسموم کرده، و حالا مشخص شده مارتین واقعی زن آقای رابرت استودارت وسته! پس زنی که توی انبار بود، کیه؟ نمی‌دونم. اول مطمئن بودم که آنا استراویسکاست. ولی بعد، اون هم از این قضیه بیرون رفت….” خانم‌ مارپل یک سرفه کوتاه کرد. “ولی رفت؟”

“خوب کارت پستال از جامائیکا…”

خانم مارپل گفت: “بله، ولی هر کسی میتونه یک کارت پستال تقریباً از همه جا بخره. این طور فکر نمی‌کنید؟”

کرادوک گفت: “بله، و البته اگه این ماجرای مارتین به این خوبی مطابقت نمی‌کرد، ما اون کارت پستال رو هم چک می‌کردیم. پاکت نامه‌ای که اِما براش نوشته بود، در روترفورد هال پیدا شد، که نشون میداد اون واقعاً اونجا بوده.”

خانم‌ مارپل گفت: “ولی زن به قتل رسیده، اونجا نبوده! منظورتون این نیست. اون زن بعد از این که مرده، به روترفورد هال اومد.”

“آه، بله.”

“چیزی که پاکت نامه در واقع ثابت میکنه، اینه که قاتل اونجا بوده. احتمالاً پاکت نامه رو با چیزهای دیگه ازش گرفته، و بعد اشتباهاً انداختتش. به این فکر می‌کنم که اشتباهی بوده؟ افراد شما حتماً مکان رو گشتن، ولی پیداش نکردن. بعداً توی سطل آشغال پیدا شده.”

“فکر می‌کنید هدف این بوده که پسرها پیداش کنن؟”

“خوب، باعث میشه دیگه به آنا استراویسکا فکر نکنید. مگه نه؟”

کرادوک گفت: “ولی حقیقت واقعی اینه که یه نفر تظاهر میکرد مارتینه، و بعد، بنا به دلایلی، نکرده. چرا؟”

خانم مارپل گفت: “این سوال خیلی جالبیه.”

“یه نفر یادداشتی فرستاده که می‌گفت مارتین به فرانسه برمیگرده. بعد ترتیبی داده که با دختر سفر کنه و اون رو سر راه بکشه. موافقید؟”

خانم مارپل گفت: “دقیقاً نه. فکر نمی‌کنم به اندازه‌ی کافی ساده در نظر گرفته باشیدش.”

“ساده! پس شما فکر می‌کنید یا فکر نمی‌کنید می‌دونید زن به قتل رسیده کی بود؟”

خانم‌ مارپل گفت: “توضیحش خیلی سخته. منظورم اینه که نمیدونم اون کی بود، بلکه مطمئنم اون کی بوده. اگه بدونید منظورم چیه.”

“بدونم منظورتون چیه؟” کرادوک سرش رو تکون داد. “هیچ نظری ندارم.” از پنجره بیرون رو نگاه کرد. “لوسی آیلس‌بارو به دیدن‌تون میاد، پس من میرم. امروز بعد از ظهر اعتماد به نفسم خیلی پایینه و دیدار با یک زن جوون و باهوش برام زیادیه.”

متن انگلیسی فصل

Chapter twenty four

‘Nobody could possibly have made more mistakes than I have.’ Dermot Craddock sat in Florence’s sitting room looking tired and upset. ‘I’ve let a whole family be poisoned. Alfred Crackenthorpe’s dead and now Harold’s dead too. What going on here?’

‘Poisoned pills,’ said Miss Marple thoughtfully.

‘Yes. Very clever. They looked just like the pills that he had been taking. But Quimper never ordered them. And the chemist knew nothing about them, either. No. That box of pills came from Rutherford Hall.’

‘Do you know it came from Rutherford Hall?’

‘Yes. It’s the box that held Emma’s sleeping pills.’

‘Oh, I see. Emma’s…’

‘Yes. It’s got her fingerprints on it and the fingerprints of both the nurses and the fingerprints of the chemist. Nobody else’s, of course.’

And the sleeping pills were removed and something else put in the box?’

‘Yes.’

‘What were the pills Harold took?’ Miss Marple asked. ‘Aconite. They are usually kept in a poison bottle. I don’t know who poisoned Harold, I don’t know who poisoned Alfred, and now the real Martine turns out to be the wife of Sir Robert Stoddart-West! So, who’s the woman in the barn? I don’t know. At first I was sure it was Anna Stravinska, but then she’s out of it-‘ Miss Marple gave a small cough. ‘But is she?’

‘Well, that postcard from Jamaica…’

‘Yes,’ said Miss Marple, ‘but anyone can get a postcard sent from almost anywhere, don’t you think?’

‘Yes,’ said Craddock. ‘And of course we would have checked that postcard if it hadn’t been for the Martine business fitting in so well. The envelope of the letter Emma wrote to her was even found at Rutherford Hall, showing she had actually been there.’

‘But the murdered woman hadn’t been there!’ Miss Marple said. ‘Not in the sense you mean. She only came to Rutherford Hall after she was dead.’

‘Oh, yes.’

‘What the envelope really proves is that the murderer was there. Presumably he took that envelope off her with her other things, and then dropped it by mistake - or - I wonder, was it a mistake? Your men must have searched the place, but they didn’t find it. It only turned up later in the bin.’

‘You think the boys were meant to find it?’

‘Well, it stopped you thinking about Anna Stravinska any more, didn’t it?’

‘But the main fact is that someone was going to pretend to be Martine,’ said Craddock. ‘And then for some reason - didn’t. Why?’

‘That’s a very interesting question,’ said Miss Marple.

‘Somebody sent a note saying Martine was going back to France, then arranged to travel down with the girl and kill her on the way. You agree?’

‘Not exactly,’ said Miss Marple. ‘I don’t think, really, you’re making it simple enough.’

‘Simple! So do you or do you not think you know who the murdered woman was?’

‘It’s so difficult to explain,’ Miss Marple said. ‘I mean, I don’t know who she was, but I’m sure who she was, if you know what I mean.’

‘Know what you mean?’ Craddock shook his head. ‘I haven’t any idea.’ He looked out through the window. ‘There’s Lucy Eyelesbarrow coming to see you, so I’ll go. My confidence is very low this afternoon and meeting such a clever young woman is too much for me.’

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.