فصل 14

مجموعه: کارآگاه مارپل / کتاب: یک جیب پر از گندم سیاه / فصل 14

فصل 14

توضیح مختصر

بازرس تصمیم میگیره درباره ویویان دوبیوس تحقیق کنه.

  • زمان مطالعه 2 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زیبوک» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی فصل

فصل چهاردهم

حرفی که ماری داو درباره شنیدن صدای حرکت یک نفر در طبقه بالا گفته بود، تیکه گِل کوچیکی رو که نیل در کف اتاق نشیمن پیدا کرده بود رو روشن می‌کرد. اون به میز زیبا در اتاق، با کشوی مخفی آشکارش فکر کرد.

سه تا نامه‌ در کشو پیدا کرده بود که توسط ویویان دوبیوس به ادل فورتسکیو نوشته شده بودن. نیل اونها رو بلافاصله به اداره فرستاده بود، برای اینکه اون موقع اینطور به نظر می‌رسید که رکس فورتسکیو توسط زنش مسموم شده، با یا بدون کمک معشوقش. ولی در نامه‌ها چیزی نبود که به کشیدن نقشه جرم اشاره کرده باشه. بازرس نیل باور داشت که دوبیوس از ادل خواسته که نامه‌ها رو از بین ببره و اون هم بهش گفته این کارو کرده.

خوب، حالا اونها دو تا مرگ دیگه هم برای رسیدگی داشتن. که معنیش این بود که ادل فورتسکیو شوهرش رو نکشته. مگر اینکه ادل فورتسکیو می‌خواست با ویویان دوبیوس ازدواج کنه، و ویویان دوبیوس، ادل رو نمی‌خواست ولی صد هزار پوندی که با مرگ شوهرش بهش میرسید رو می‌خواست. اون باور داشت که شاید مرگ رکس فورتسکیو به خاطر علل طبیعی در نظر گرفته بشه.

ولی اگه ادل فورتسکیو و ویویان دوبیوس مقصر بودن، چی؟ شاید ادل به دوبیوس زنگ زده، با صدای بلند حرف زده، و اون متوجه شده شاید یک نفر در خونه‌ی درخت سرخدار صداش رو شنیده باشه. ویویان دوبیوس بعد چیکار میکنه؟

بازرس نیل تصمیم گرفت که در هتل گلف تحقیق بکنه تا بفهمه دوبیوس بین ساعات چهار و ربع و شش در هتل بوده یا بیرون. اون قد بلند و تیره بود، شبیه لانس فورتسکیو. احتمالاً از باغچه‌ به در بغل رفته، رفته طبقه بالا و بعد چی؟ به دنبال نامه‌ها گشته و دیده گم شدن؟ یا شاید منتظر مونده تا چایی تموم بشه و بعد رفته پایین به کتابخونه، وقتی ادل فورتسکیو تنها بوده؟

ولی تمام اینها داشت خیلی سریع اتفاق می‌افتاد؛ اون باید ببینه جنیفر فورتسکیو چی میگه.

متن انگلیسی فصل

CHAPTER FOURTEEN

What Mary Dove had said about hearing someone moving about upstairs explained the small piece of mud Neele had found on the floor of the sitting room. He thought of the pretty desk in that room with its obvious ‘secret’ drawer.

He had found three letters in that drawer, written by Vivian Dubois to Adele Fortescue. Neele had sent them up at once to the Yard because at that time it looked as if Rex Fortescue had been poisoned by his wife, with or without her lover’s help. But there had been nothing in any of the letters to suggest that a crime was being planned. Inspector Neele believed that Dubois had asked Adele to destroy his letters and that she had told him she had done so.

Well, now they had two more deaths to investigate. That should mean that Adele Fortescue had not killed her husband. Unless Adele Fortescue had wanted to marry Vivian Dubois and Vivian Dubois had wanted, not Adele, but the hundred thousand pounds which would come to her on the death of her husband. He had believed, perhaps, that Rex Fortescue’s death would be blamed on natural causes.

What if Adele Fortescue and Vivian Dubois had been guilty? Adele might have rung up Dubois, talking loudly and he had realized that someone in Yewtree Lodge might have overheard her. What would Vivian Dubois have done next?

Inspector Neele decided to make inquiries at the Golf Hotel to find out if Dubois had been in or out of the hotel between the hours of quarter past four and six o’clock. Vivian Dubois was tall and dark like Lance Fortescue. He might have gone through the garden to the side door, gone upstairs and then what? Looked for the letters and found them missing? Or maybe waited until tea was over and then gone down to the library when Adele Fortescue was alone?

But all this was going too fast; he must see what Jennifer Fortescue had to say.

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.