عذرخواهی رسمی

مجموعه: کیت ینسن - خبرنگار حرفه ای / کتاب: قتل در باشگاه رزمی / فصل 17

عذرخواهی رسمی

توضیح مختصر

کیت گزارش این پرونده رو می‌نویسه.

  • زمان مطالعه 5 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زیبوک» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی فصل

فصل هفدهم

عذرخواهی رسمی

دِیو بالزانو از لای در باز دفترش داد کشید: “جنسن!” من به ریک نگاه کردم و ابروهام و بالا بردم.

گفتم: “آه، عزیزم. به نظر سردبیر عزیز ما باز حالش خوب نیست.”

دو ماه بعد از پایان پرونده لووات-مورفی بود. تازه گزارشم رو دربارش نوشته بودم و منتظر رأی بالزانو بودم. همیشه زمان سختی بود.

از پشت کامپیوترم بلند شدم و با نگرانی به طرف دفتر بالزانو رفتم. اگه مشکلی برام پیش میومد، مثل همیشه باید می‌رفتم و می‌فهمیدم که چی هست. طبق معمول چند تا پله‌ای که به دفترش می‌رفت، به نظر سه کیلومتر می‌رسید.

وقتی نزدیک شدم، گفت: “بیا تو و در رو ببند، جنسن.” حتی بدتر از اونی بود که فکر می‌کردم. شاید قرار بود کارم رو از دست بدم. هیچ وقت درباره بالزانو نمیشه گفت.

روبروی بالزانو نشستم و منتظر بدترین شدم. اون روی میزش خم شد تا صورت بزرگش نزدیک من باشه. اون داشت عرق می‌ریخت و می‌تونستم قطره‌های کوچیک عرق رو که از گونه‌هاش میریختن رو ببینم.

در حالیکه گزارش رو به طرف من تکون میداد، گفت: “جنسن، این گزارش،”

گفتم: “بله، خوشت نیومد …؟”

اون داد کشید: “خوشم اومد! فکر می‌کنم عالیه. یک نمونه از روزنامه‌نگاری خوبه، جنسن. می‌خوام در صفحه اول باشه!”

“آه، خب … خوبه. خوشحالم که ازش خوشت اومد. عالیه …” برای اولین بار کلمات رو پیدا نمی‌کردم. بالزانو هیچ وقت در متعجب کردن من شکست نمی‌خورد.

مقاله رو گرفتم و به سر میزم برگشتم. به ریک لبخند زدم و بهش اطلاع دادم که همه چیز خوبه. به خودم هم اجازه دادم گزارش رو قبل از اینکه در صفحه اول دیلی اکو با اسم من چاپ بشه، یک بار دیگه بخونم.

عذرخواهی رسمی برای برندون مورفی توسط کیت جنسن

از زمانی که برندون مورفی به خاطر کشتن جان بلکستون، در قتل جاده لندن اعدام شد، بیش از سی سال میگذره. جرمی که هرگز مرتکبش نشده بود.

دیروز یک عذرخواهی رسمی توسط دبیرِ داخلی بعد از مرگ مورفی اعلام شد. عذرخواهی، بعد از سال‌ها مبارزه‌ی اعضای خانواده و دیگران، انجام شد- مبارزه‌ای که در طول تاریخ درازمدت و غم‌انگیز این پرونده توسط روزنامه دیلی اکو حمایت می‌شد.

تونی جنسن، روزنامه‌نگار بازنشسته‌ای که در گزارش پرونده قتل در سال ۱۹۶۰ درگیر بود و خبرنگار پیشین اکو، یک تیم از پژوهشگران رو هدایت کرد که در نهایت توانستند مدارک جدیدی در این پرونده ارائه بدهند. این مدرک جدید از منچستر، جایی که برندون مورفی هنگام وقوع قتل حضور داشته و جواهرات دزدی می‌فروخته، میاد. هرچند که این شاهد بعد از به دار آویخته شدن او ظاهر شد، ولی وکلای مدافع هیچ وقت نتونستن بدون شک اثبات کنند. حالا، بعد از سی و پنج سال از به دار آویخته شدن مورفی، شاهدان موافقت کردند تحت شرایطی که به خاطر جرمی که در گذشته مرتکب شده‌اند، تحت پیگرد قانونی قرار نگیرند، برای حضور مورفی در منچستر سوگند یاد کنند.

برندا لووات-مورفی که در زندان دورهام در حال گذراندن محکومیت برای قتل‌های مرتبط با پاکنامی پدرش هست، گفت که از عذرخواهی رسمی خوشحال هست. گفت: “امروز بهترین روز زندگی من هست. چیزی بود که از وقتی فهمیدم پدرم بی‌گناه بود، با اشتیاق خیلی زیاد میخواستم.”

لووات-مورفی به دنبال کمپینی دیگر توسط مبارزان حقوق مدنی و این روزنامه، سال بعد آزاد میشه. اشخاص زیادی، شامل روانشناسان زندان، باور دارن که لووات-مورفی حالا، بعد از اینکه از پدرش عذرخواهی شده مرتکب هیچ جرم دیگری نمیشه. قتل‌هایی که اون انجام داده بود در نهایت نتیجه‌ی اعدام اشتباه پدرش بودن.

احتمالاً هیچ وقت اثبات نخواهد شد که قاتل جاده لندن در واقع چه کسی بوده. پیتر بنسون که بعد از اعدام مورفی به جرم اعتراف کرده بود، در سال ۱۹۹۳ مرد.

با خودم فکر کردم؛ بله، بد نبود. بعد به پدر فکر کردم، به اینکه از دیدن گزارش من در صفحه اول چقدر احساس غرور خواهد کرد. آهی کشیدم و تکیه دادم و به خودم لبخند زدم و از اون لحظه لذت بردم. یهو شنیدم: “جنسن!!! نشستن بسه. یه کار دیگه برات دارم!”

متن انگلیسی فصل

Chapter seventeen

Official pardon

‘Jensen!’ Dave Balzano shouted through the open door of his office. I looked at Rick and raised my eyebrows.

‘Oh dear,’ I said, ‘Sounds like our dear editor is in a bad mood.’

It was a couple of months after the Lovat-Murphy case had ended. I had just written my story on it and was waiting for Balzano’s judgement. Always a difficult time.

I left my computer and walked nervously over to Balzano’s office. If I was going to be in trouble, I might as well go and find out what it was. As usual the few steps over to his office seemed like three kilometres.

‘Come in and shut the door, Jensen,’ he said as I approached. This was even worse than I had thought. Perhaps I was going to lose my job. With Balzano you could never tell.

I sat down opposite Balzano and waited for the worst. He leant over the desk until his huge face was close to mine. He was sweating and I could see little drops of sweat running down his cheeks.

‘Jensen, this story,’ he said, waving my story at me.

‘Yes,’ I said. ‘You don’t like it…?’

‘Like it!’ he screamed. ‘I think it’s great. A very good piece of journalism, Jensen. I want it on the front page!!’

‘Oh. Well… good. I’m glad you like it… wonderful… er.’ For once I was lost for words. Balzano never failed to surprise me.

I took the article and went back to my desk. I smiled at Rick to let him know that everything was fine. I allowed myself to read my story one more time before it appeared on the front page of The Daily Echo with my name on it.

Official Pardon for Brendan Murphy by Kate Jensen

It is over thirty years since Brendan Murphy was hanged for the killing of John Blakeston in the London Road murder, a crime he never committed.

Yesterday Murphy was given a posthumous official pardon by the Home Secretary. The pardon comes after years of campaigning by members of his family and others, a campaign which has been supported by The Daily Echo throughout the long, sad history of this case.

Tony Jensen, the retired journalist who was involved in the reporting of the 1960 murder case and an ex-Echo reporter, led a team of researchers who finally managed to produce new evidence in the case. This new evidence comes from Manchester, where Brendan Murphy was at the time when the murder took place, selling stolen jewellery. Although this alibi came up after the hanging, defence lawyers were never able to prove it without doubt. Now, thirty-five years after Murphy was hanged, witnesses have agreed to swear to Murphy’s presence in Manchester, on condition that they will not be prosecuted for crimes committed in the past.

Brenda Lovat-Murphy who is serving a sentence in Durham Prison for murders connected with the clearing of her father’s name, said she was delighted at the official pardon. ‘This is the happiest day of my life,’ she said, It’s what I’ve wanted passionately since I first realised that my father was innocent.’

Lovat-Murphy is to be released from prison next year following a further campaign by civil rights campaigners and by this newspaper. Many people, including prison psychologists, believe that Lovat-Murphy will not commit further crimes now that her father has been pardoned. The murders she committed were entirely the result of her father’s wrongful hanging.

It will probably never be proved who the London Road murderer really was. Peter Benson, who confessed to the crime after Murphy was hanged, died in 1993.

Yes, it wasn’t bad, I thought. Then I thought about Dad, about how proud he was going to be that I would have my story on the front page. I sighed, sat back and smiled to myself, enjoying the moment. Suddenly I heard: ‘Jensen!!!! Stop sitting around. I’ve got another job for you!’

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.