جولی تعطیلات می‌خواد

مجموعه: کتاب های خیلی ساده / کتاب: راز آب کانیستن / فصل 1

کتاب های خیلی ساده

178 کتاب | 990 فصل

جولی تعطیلات می‌خواد

توضیح مختصر

جولی می‌خواد با دوستش بره تعطیلات.

  • زمان مطالعه 3 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زیبوک» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زیبوک»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی فصل

فصل اول

جولی تعطیلات می‌خواد

روزی گرم و آفتابی و کسالت‌آور در ماه ژوئن هست و جولی توماس بیرون در باغچه نقاشی می‌کنه. لحظه‌ای دست از نقاشی کردن میکشه تا کمی لیموناد بخوره و نگاهی به ماجرای نوجوانان، مجله‌ای برای نوجوانان بندازه.

مجله عکس‌ها و داستان‌هایی درباره ورزش‌های فضای باز داره و چند تا تبلیغات هم برای اردوهای تابستانی و تعطیلات مدرسه‌ای هست. جولی صفحات رو ورق میزنه و متوجه تبلیغی برای مکانی به اسم هالی هاو میشه.

تبلیغ رنگارنگ و هیجان‌برانگیز هست. عکس‌هایی از چند تا نوجوان در قایق‌ها هست و بقیه در حال شنا در دریاچه هستن. عکس‌های بیشتری از آدم‌هایی که کوهنوردی و اسب‌سواری می‌کنن هم وجود داره.

درخت‌ها و گل‌های زیبایی اطراف کمپ هست. روی تپه‌های نزدیک دریاچه جنگله.

همه‌ی آدم‌های توی عکس لبخند می‌زنن. اوقات خوشی سپری می‌کنن. جولی فکر می‌کنه: “به نظر جای باحالی میرسه.”

تبلیغ رو میخونه. نوشته:

“در هالی هاو نزدیک آب‌های زیبای دریاچه‌ی کونیستون اقامت کنید. شنا کنید، قایق سواری، کوهنوردی و اسب‌سواری! و از شهرهای زیبا و مکان‌های تاریخی نزدیک دیدن کنید.

غذا عالیه و اتاق‌ها دنج و راحتن با چشم‌اندازهای زیبا … “

جولی فکر میکنه: “همم… جای خیلی خوبیه! زیاد گرون هم نیست. میتونم با دیانا برم. میتونیم چند تا دوست جدید پیدا کنیم و اوقات خوشی سپری کنیم.”

برادرش، پائول، میاد توی باغچه.

داد میزنه: “هی، موش کوچولو! چطوری؟” و گوش‌های خواهرش رو میکشه.

جولی میگه: “به من نگو موش کوچولو. از این اسم متنفرم!”

جولی و پائول شبیه خواهر و برادر نیستن. جولی موهای قهوه‌ای و چشم‌های سبز داره. خیلی قد بلند نیست. و روی دندون‌هاش ارتودنسی داره. خیلی حساس و باهوشه. نقاشی رو دوست داره و مخصوصاً در نقاشی مناظر کارش خیلی خوبه. خیلی خجالتیه و دوستان زیادی نداره.

برادرش، پائول، دوستان زیادی داره. قد بلنده. بلوند و عضله‌ای. ورزش مورد علاقه‌اش فوتباله و شنا و قایق‌سواری رو هم دوست داره.

خیلی محبوبه. همه میخوان پائول تو مدرسه تو تیم اونها باشه. گاهی جولی بهش کمی حسادت میکنه. همه چیز برای پائول خیلی آسونه.

پائول میپرسه: “چی میخونی؟” از روی شونه‌ی جولی نگاه میکنه. جولی میگه: “بعد از امتحانات نیاز به تعطیلات دارم و این مجله چند تا پیشنهاد خوب داره. یه مهمانسرای جوانان قشنگ به اسم هالی هاو هست. ورزش‌های فضای باز زیادی داره. میتونم از مناظر نقاشی بکشم و میتونم دوستان جدیدی پیدا کنم.”

پائول که به عکس‌ها نگاه می‌کنه، می‌پرسه: “به نظر خوب میرسه. کجا هست؟”

جولی جواب میده: “در منطقه‌ی دریاچه نزدیک آب‌های کونیستون هست. فکر می‌کنم حدود ۷۰ کیلومتر از اینجا فاصله داره. عکس‌ها رو ببین، پائول. جای زیبایی به نظر میرسه!”

پائول میگه: “همم … آب‌های کونیستون.” سرش رو می‌خاره. “این اسم رو می‌شناسم … “

متن انگلیسی فصل

CHAPTER ONE

Julie Wants a Holiday

It’s a hot, sunny, lazy day in June and Julie Thomas is painting outside in the garden. She stops for a while to drink some lemonade and have a look at Teen Adventure, a magazine for teenagers.

The magazine has photos and stories about outdoor sports and there are some advertisements for summer camps and study holidays. Julie turns the pages and notices an advertisement for a place called Holly How.

The advertisement is colorful and exciting. There are pictures of some teenagers in boats and others are swimming in the lake. There are more photos of people climbing and pony-riding.

There are beautiful trees and flowers around the camp. There are forests on the hills near the lake.

All the people in the pictures are smiling. They’re having a good time. Julie thinks, “That looks like a fun place.”

She reads the advertisement. It says:

“Stay at Holly How near beautiful Coniston Water in the Lake District. Swim, boat, climb, and go pony-riding! Visit the beautiful towns and historic sites nearby.

The food is excellent and the rooms are cozy and comfortable with beautiful views…”

“Hmmm… this is a very nice place!” Julie thinks. “And it isn’t very expensive. I can go with Diana. We can make some new friends and have a good time there.”

Her brother Paul comes into the garden.

“Hey, Minnie Mouse! How are you?” he shouts and pulls his sister’s ears.

“Don’t call me Minnie Mouse. I hate that name!” says Julie.

Julie and Paul don’t look like a sister and a brother. Julie has brown hair and green eyes. She is not very tall and she has braces on her teeth. She is sensitive and intelligent. She likes painting and is especially good at painting landscapes. She is very shy and she doesn’t have many friends.

Her brother Paul has a lot of friends. He is tall, blond and athletic. His favourite sport is soccer, and he likes swimming and boating.

He is very popular. Everyone wants Paul in their team at school. Sometimes Julie feels a bit jealous of him. Everything is easy for Paul.

What are you reading?” asks Paul. He looks over Julie’s shoulder. “I need a holiday after the exams and this magazine has some good ideas. There’s a lovely youth hostel called Holly How. They have a lot of outdoor sports. I can paint landscapes, and I can make new friends,” says Julie.

“That sounds fun. Where is it?” asks Paul, looking at the photos.

“It’s in the Lake District near Coniston Water,” replies Julie. “I think it’s about 70 kilometers from here. Look at the photos, Paul - it looks like a beautiful place!”

“Hmmm…,” says Paul, “Coniston Water.” He scratches his head. “I know that name…”

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.